
با شیطنت گفت: میخوای یه چیزی بگم خوشحال بشی؟گفتم: آره عمههه! بگو!- من امشب میخوام پیش تو بخوابم!سعی کردم خیلی ذوق کنم و با هیجان جوابشو بدم.وقتی از اثر حرفش روی من مطمئن شد، راه افتاد سمت آشپزخونه و گ...
ادامه مطلب
انگار قراره با تموم شدن پاییز، تنهایی های منم تو خونه تموم بشه.فعلا برنامه اینطوریه کهxa0آخر اینxa0هفته، مامان پنجشنبه، جمعه شو نره پیش عمه ش... و از هفته ی بعدش، اگه وقت عمل بابا قطعی بشه، دیگه اونم خونه...
ادامه مطلب
یکشنبه...
ادامه مطلب