خواب دیدم جوجه تو بغلمه و سوار آسانسور شدم. یه نفر دیگه هم بود. طبقه ی ششم میخواستیم بریم. پنج رو که رد کرد، نرسیده به شش ایستاد. فک کردم گیر کرده. اومدم زنگو بزنم که... یهو سقوط کردیم... با وحشت از خواب پریدم....