33-90

متن مرتبط با «126» در سایت 33-90 نوشته شده است

35-126

  • نیلوبلاگ

    کلاس استاد کوچیک تموم شد. گفت پارسال بیستو یک آبان جلسه اول کلاستون بود. یادتونه؟ گفتم پارسال پس فردای کلاستون من میخواستم برم کربلا... پام رو زمین نبود انگار... گفت شاید یه وقتی فرصت کردم و کلاس گذاش...

    ادامه مطلب
  • 35-126-2

  • نیلوبلاگ

    صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد بنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد ز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتم به درون بحر جز تو دلم آشنا ندارد ز صبا همیرسیدم خبری که میپزیدم ز غمت کنون دل من خبر از صبا ندا...

    ادامه مطلب
  • 33-126

  • نیلوبلاگ

    دوست کوچیکم، نمیتونه بیاد کارگاه. کارا رو تقسیم کردیم. صبح رفتم یه کیف برای صفحه ی زیر ماکت خریدم. ماکته قابل مونتاژ کردن و باز کردنه. اینجوری جا هم کمتر میگیره. ذهنم همش درگیر بسته بندی شه. به هر کی میگم، فحش میکشه بهم که به تو چه و چرا داری کار اضافه میکنی... ولی من فکر میکنم در قبال طول عمر محصول، اگه بتونم کاری کنم، مسئولم. یه عالمه وقت و هزینه، خب ادم دلش میخواد چند سال قابل استفاده باشه دیگه! فقط هم تیمیم باهام موافقه، که همون هم کافیه. ... کمی میل به تنهاییم اومده بود رو، ولی دیدم تابم ند...

    ادامه مطلب
  • 33-112

  • نیلوبلاگ

    اومدم خونه خاله... هوم... آشفته بازاریه اینجا... از شدت درد یک لحظه هم یه جا بند نمیشه... کمکی نمیتونم بدم... فقط هستم... امسال محرم سنگین و عجیبی بود برا خونواده مون... هیشکی هنوز نتونسته بره هیئت... همه یا مریض بودن، یا پرستاری میکردن... ... جوجه همه سر و کله ش قرمز شده. حساسیت داده به لوسیونش. اگه دستکش دستش نکنی، همه ی صورتشو زخمی میکنه... دلم براش میسوزه... بعد یهو به خودم میگم، یه کم پوستش التهاب و خارش داره و کلافه ست... همین...xa0 به اون نوزاد شش ماهه ای فک کن که... خدایا...xa0 ...

    ادامه مطلب