
...آه از نفس پاک تو و صبح نیشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی... پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی... ... ای باد سبکسار مرا بگذر و بگذار... هشدار که آرامش ما را نخراشی... ... دلم فیروزه خواست... تجربه ی کار باهاش فوق العاده ست... اصلن تک دستت که هست انگار داره انگشتاتو نوازش میکنه... ...
ادامه مطلب